آموزش ترید و سرمایه گذاری

الگوی QM چیست

الگوی QM یکی از الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال است که شباهت زیادی به الگوی سر و شانه دارد. بنابراین این الگو با توجه به نوع صعودی یا نزولی می‌تواند در انتهای روندهای نزولی یا انتهای روندهای صعودی در نمودار قیمت تشکیل شود. تریدرها با استفاده از این الگو می‌توانند نواحی مهم برگشت قیمتی در نمودار را با توجه به شرایط کلی رفتار قیمت در نمودار مربوطه پیدا کنند. برای این منظور لازم است تا به موقعیت شکل‌گیری این الگو در نمودار مربوطه توجه کنند.

الگوی QM چیست

الگوی «کازیمودو» (Quasimodo) که به اختصار آن را الگوی QM می‌گویند یکی از انواع الگوهای برگشتی در تحلیل تکنیکال است که در انتهای روندها تشکیل می‌‌شود. این الگو را می‌توان در تایم‌فریم‌ها و بازارهای متنوعی استفاده کرد. به عبارت دیگر تریدرها می‌توانند این الگو را در فارکس (Forex)، بورس و بازارهای مربوط به کریپتو مشاهده کنند.

شناسایی الگوی QM نزولی

الگوی QM نزولی در انتهای روندهای صعودی در نمودار تشکیل می‌شود و سیگنالی برای احتمال تشکیلی روند جدید نزولی است. این الگو از سه قله تشکیل شده است. که قله وسطی از دو قله کناری بلندتر است. بنابراین این الگو همانند الگوی سر و شانه از یک سر و دو شانه در کنار آن تشکیل می‌شود. این الگو از دو دره یا کمینه قیمتی نیز تشکیل شده است. در الگوی QM قله دومی بلندتر و کمینه دومی پایین‌تر از کمینه اولی قرار دارد.

الگوی QM صعودی چیست

الگوی QM صعودی که به آن الگوی کازیمودو معکوس نیز می‌گویند، در انتهای روندهای نزولی تشکیل می‌شود و سیگنالی برای افزایش احتمال ایجاد روندهای صعودی در نمودار محسوب می‌شود. الگوی QM صعودی از سه کمینه قیمتی تشکیل می‌شود که شکلی شبیه الگوی سر و شانه معکوس را در نمودار ایجاد می‌کنند.

این الگو از دو بیشینه نیز تشکیل می‌شود. در الگوی QM صعودی کمینه دومی از دو کمینه کناری خود در سطحی پایین‌تر قرار دارد. از سویی دیگر بیشینه دومی در این الگو در سطحی بالاتر از بیشینه اولی تشکیل می‌شود.

اهمیت الگوی QM چیست

الگوی QM از این نظر دارای اهمیت است که نشان دهنده خستگی در ادامه روند و ایجاد تمایل برای برگشت روند در بازار موردنظر است.

تریدرها این الگو را همانند سیگنالی در نظر می‌گیرند که وجود ضعف در روند جاری را نشان می‌دهد. ایجاد ضعف در مومنتوم حرکت روند بیان‌گر احتمال تغییر در احساسات بازار مربوطه است. زمانی که تریدرها تشکیل الگوی کازیمودو در نمودار را رصد می‌کنند، می‌توانند به جدال میان خریداران و فروشندگان پی ببرند.

تشکیل این الگو در نمودار قیمت این موضوع را نشان می‌دهد که تریدرها نمی‌خواهند قیمت از محدوده‌ای خاص عبور کند. این موضوع باعث کاهش قدرت روند جاری می‌شود و در نهایت احتمال برگشت روند را افزایش می‌دهد.

میزان اعتبار الگوی کازیمودو

الگوی کازیمودو یکی از الگوهای قوی در شناسایی برگشت روند است. اعتبار الگوی کازیمودو زمانی بیشتر می‌‌شود که آن را به همراه سایر اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال مثل اندیکاتور RSI و اندیکاتور مکدی استفاده کنیم. در مقایسه با سایر الگوهای موجود در تحلیل تکنیکال همانند الگوی سر و شانه، الگوی کازیمودو نقاط ورود و خروج منحصر به فردی را در اختیار تریدرها قرار می‌دهد.

این موضوع باعث می‌شود تا تریدرهایی که به دنبال شناسایی موقعیت‌های مناسب برای استفاده از الگوهای برگشتی هستند، با سیگنال‌های دریافتی از الگوی کازیمودو تریدهای پرسودی انجام دهند.

از سویی دیگر این الگو در بازارهایی با روندهای پرقدرت از اعتبار بیشتری برخوردار است. در این حالت با تشکیل الگوی کازیمودو در پایان روندهای مربوطه تریدرها می‌توانند با اطمینان بیشتری برگشت روند را در بازار مربوطه پیش‌بینی کنند.

در ادامه به این موضوع می‌پردازیم که استراتژی‌های الگوی QM در ترید چیست و ترید پوزیشن‌های شورت و لانگ را با استفاده از این الگو بررسی می‌کنیم.

کاربرد الگوی QM

الگوی کازیمودو در طراحی استراتژی‌های معاملاتی برای ترید کاربرد دارد. استراتژی‌های الگوی QM در ترید به معامله‌گران کمک می‌کند تا بتوانند موقعیت‌های مناسبی را برای ورود و خروج از معامله مربوطه پیدا کنند.

پوزیشن شورت

با استفاده از الگوی QM تریدرها زمانی که قله سومی در این الگو تشکیل می‌شود، می‌‌توانند وارد پوزیشن معاملاتی شورت شوند. برای اینکه تریدرها بتوانند با استفاده از این الگو معاملات خود را مدیریت کنند، می‌توانند در سطح مربوط به کمینه دومی در این الگو تارگت معاملات را قرار دهند. از سویی دیگر سطح مربوط به قله وسطی در این الگو برای حد ضرر در نظر گرفته می‌شود.

پوزیش لانگ

با توجه به الگوی QM صعودی در تحلیل تکنیکال زمانی که شانه دومی در این الگو تشکیل می‌شود، تریدرها می‌توانند وارد پوزیشن معاملاتی لانگ شوند. بنابراین برای اینکه تریدرها بتوانند موقعیت مناسبی را برای کسب سود بهینه از بازار مربوطه انتخاب کنند، می‌توانند در زمان تشکیل کمینه سوم در الگوی کازیمودوی صعودی وارد پوزیشن معاملاتی شوند.

در ادامه برای قرار دادن سطح مناسبی برای خروج از معامله تریدرها می‌توانند بیشینه دومی از سمت چپ را همان‌طور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید برای تیک پروفیت در نظر بگیرند. از سویی دیگر سطح مربوط به پایین‌ترین کمینه در این الگو را می‌توانند برای قرار دادن حد ضرر در معامله مربوطه در نظر بگیرند.

الگوی غیر استاندارد QM چیست

برای توضیح الگوهای قیمتی همواره شرایط ایده‌آل را در نظر می‌گیرند. ولی تشکیل الگوهای قیمتی همانند الگوی QM در نمودار واقعی با الگوی ایده‌‌آل آن تفاوت دارد.

برای مثال همان‌طور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید سطحی از نمودار که با عدد ۱ نشان داده شده و مربوط به سطح تیک پروفیت است از سطح مربوط به قرار دادن حد ضرر که با شماره ۲ در تصویر مشاهده می‌‌کنید، از نظر نسبت ریسک به ریوارد در ترید با الگوی QM در حالت استاندارد متفاوت است.

برای آشنایی بیشتر با نسبت ریسک به ریوارد می‌توانید مطلب ریسک به ریوارد چیست از مجله فرادرس را مطالعه کنید. بنابراین با توجه به اینکه نسبت سود احتمالی در صورت رسیدن قیمت به تارگت سه برابر کوچکتر از زیان احتمالی در صورت فعال شدن حد ضرر است بنابراین در این مثال تریدرها می‌توانند مقدار حد ضرر را کاهش یا سطح مربوط به تارگت را افزایش دهند.

انتخاب یکی از این موارد با توجه به شرایط نمودار در بازار مربوطه انجام می‌شود. برای مثال در صورت دریافت سیگنال‌های برگشتی قوی از سایر اندیکاتورهای معتبر در تحلیل تکنیکال تریدرها می‌توانند سطح مربوط به تیک پروفیت را در این مثال در سطوح بالاتری قرار دهند.

مزیت الگوی QM چیست

یکی از مزیت‌‌های این ستاپ معاملاتی این است که پرتکرار بوده و در چارت قیمتی زیاد تشکیل می‌شود. استراتژی معاملاتی Quasimodo شامل یک سری ابزارهای تحلیل تکنیکال مثل خط روند، نواحی عرضه و تقاضا، الگوی سر وشانه است. برای اینکه بتوانید این الگوهای معاملاتی را به راحتی ترید کنید اول از همه باید نواحی مهم مثل خطوط حمایت و مقاومت را درست تشخیص بدهید و خط روند را بکشید. وقتی یک روند در حال ضعیف شدن است باید به دنبال گرفتن تاییدیه باشید. برای گرفتن تاییدیه می‌توانید از الگوهای کندل استیک (Candlestick)  استفاده کنید. البته برای اینکه بتوانید نواحی دقیق الگوی QM برای باز کردن پوزیشن تشخیص دهید می‌توانید از ابزار فیبوناچی استفاده کنید.

تفاوت الگوی QM و سر و شانه

با وجود اینکه الگوی QM و الگوی سر و شانه بسیار به هم شبیه هستند ولی دو الگوی متفاوت در تحلیل تکنیکال محسوب می‌شوند و در زمان ترید با آن‌ها نقاط ورود و خروج متفاوتی را با استفاده از این الگوها می‌توان در نمودار مشخص کرد. در تصویر زیر الگوی سر و شانه و الگوی سر و شانه معکوس را مشاهده می‌کنید.

با دقت در این تصاویر متوجه می‌شویم که الگوی سر و شانه نزولی که در سمت چپ تصویر بالا قرار دارد، قله وسطی از قله‌های کناری مرتفع‌تر است. علاوه بر این این الگو دارای دو کمینه قیمتی است که کمینه دومی همراستا با کمینه اولی تشکیل شده است. این موضوع همان تفاوت بین الگوی سر و شانه و الگوی QM در تحلیل تکنیکال است.

از سویی دیگر الگوی سر و شانه معکوس که در سمت راست در تصویر بالا مشاهده می‌کنید، از سه کمینه و دو بیشینه تشکیل شده است. در این الگو کمینه میانی از دو کمینه کناری در سطحی پایین‌تر قرار دارد و بیشینه دومی نیز همراستا با بیشینه اولی است.

بنابراین برای اینکه بتوانیم این الگوها را در نمودار قیمت از یکدیگر تشخیص دهیم می‌توانیم دو کمینه قیمتی در الگوی نزولی یا دو بیشینه قیمتی در الگوی صعودی را به هم متصل کنیم. در صورتی که خط مربوطه افقی باشد، نشان دهنده تشکیل الگوی سر و شانه در نمودار قیمت است. اما در صورتی که خط زاویه‌داری ایجاد شود، در این حالت الگوی QM در نمودار تشکیل شده است.

در ادامه یاد می‌گیریم که دلیل مجزا کردن الگوی QM و سر و شانه چیست و درباره این موضوع توضیحاتی ارائه می‌کنیم.

تفاوت کازیمودو با سر و شانه در ترید

با وجود اینکه الگوهای QM و سر و شانه از نظر ظاهری به هم شبیه هستند ولی برای ترید با استفاده از آن‌ها لازم است تا از اصول متفاوتی پیروی کنیم.

  • برای ترید با استفاده از الگوی QM لازم است تا از سطح مربوط به شانه راست در این الگو وارد پوزیشن معاملاتی شورت شویم. در حالی که برای ترید با استفاده از الگوی سر و شانه لازم است تا پس از تشکیل شانه راست منتظر باشیم تا نمودار خط گردن را به سمت پایین بشکند.
  • در الگوی QM صعودی تریدرها می‌توانند پس از تشکیل سومین کمینه وارد پوزیشن معاملاتی لانگ شوند. اما در ترید با استفاده از الگوی سر و شانه معکوس پس از تشکیل کمینه سوم نیاز است تا منتظر بمانیم تا خط گردن به سمت بالا شکسته شود و پس از آن می‌توانیم وارد پوزیشن معاملاتی لانگ شویم.

علاوه بر تفاوت در موقعیت ورود به معامله با استفاده الگوهای QM و سر و شانه، نحوه قرار دادن تارگت و حد ضرر نیز برای هر کدام از این الگوها متفاوت است.

در الگوی سر و شانه نزولی تارگتی که برای تیک پروفیت در نظر گرفته می‌شود، هم‌اندازه با فاصله بین خط گردن و سر است. از سوی دیگر سطح مربوط به حد ضرر را نیز در این الگو می‌توان کمی بالاتر از شانه سمت راست در نظر گرفت. البته در قرار دادن حد ضرر لازم است تا به نسبت ریسک به ریوارد برای معامله مربوطه نیز توجه شود.

در الگوی سر و شانه معکوس نیز برای قرار دادن تارگت لازم است تا در ابتدا فاصله بین سر و خط گردن را محاسبه کنیم و همین مقدار را برای تارگت در نظر بگیریم. برای حد ضرر نیز می‌توانیم کمی پایین‌تر از کمینه سوم را انتخاب کنیم یا با توجه به نسبت ریسک به ریوارد در استراتژی مدیریت ریسک انتخابی سطح مناسبی را برای آن در نظر بگیریم.

نحوه ترید الگوی QM

برای اینکه بتوانیم استراتژی‌های ترید بهینه را با استفاده از الگوی QM در نمودار قیمت طرح‌ریزی کنیم، می‌توانیم از قوانین زیر استفاده کنیم.

  • استفاده از تایم فریم‌های میان‌مدت و بلندمدت برای ترید با الگوی کازیمودو بهتر است. استفاده از تایم‌فریم‌های کوتاه‌مدت برای ترید با استفاده از این الگو ممکن است باعث دریافت سیگنال‌های اشتباه شود.
  • در زمان استفاده از الگوی QM برای ترید سعی کنید روندهای پرقدرت را در نمودار شناسایی کنید. هر اندازه روند قبلی قوی‌تر باشد، سیگنال به دست آمده از این الگو از اعتبار بیشتری برخوردار است.
  • برای ترید با استفاده از الگوی کازیمودو همواره سعی کنید حد ضرر را به‌گونه‌ای قرار دهید که نسبت ریسک به ریوارد بهینه‌ای را در ترید با این الگو رعایت کنید. نسبت ریسک به ریوارد ۱:۲ و ۱:۳ یا بزرگتر می‌تواند برای ترید مناسب باشد.
  • الگوهای QM صعودی و نزولی را با هم اشتباه نکنید. الگوی QM در انتهای روندهای صعودی و الگوی کازیمودوی معکوس در پایان روندهای نزولی در نمودار تشکیل می‌شود.
  • الگوی کازیمودو را با الگوی سر و شانه در نمودار قیمت اشتباه نکنید.

اشتباهات رایج

تریدرها در زمان استفاده از الگوی کازیمودو در ترید ممکن است اشتباهات رایجی را مرتکب شوند که باعث انجام تریدهای ناموفق شود. در ادامه برخی از این اشتباهات رایج را شرح می‌دهیم.

بی‌توجهی به سیگنال‌های تاییدی: بی‌توجهی یا عدم استفاده از اندیکاتورها برای تایید سیگنال‌های دریافتی باعث انجام معاملات ناموفق می‌شود.

ترید بیش از اندازه: ترید بیش از اندازه و توجه نکردن به موقعیت تشکیل الگوی کازیمودو در نمودار مربوطه باعث عدم موفقیت در معاملات می‌شود.

بی‌توجهی به‌ شرایط بازار: در استفاده از الگوی کازیمودو در ترید همواره لازم است به شرایط بازار مربوطه توجه کنیم. برای مثال استفاده از این الگو در شرایطی که بازار نوسانات زیادی را تجربه می‌کند، احتمال دریافت سیگنال‌های اشتباه را برای ترید افزایش می‌دهد.

ترید قبل از تکمیل الگو: ورود به معامله قبل از تکمیل الگوی کازیمودو باعث می‌شود تا احتمال دریافت سیگنال اشتباه بیشتر شود.

اندازه پوزیشن نامناسب: عدم تنظیم پوزیشن معاملاتی متناسب با وضعیت بازار یا میزان قدرت روند در نمودار مربوطه ریسک معاملات با استفاده از الگوی کازیمودو را افزایش می‌دهد.

اهمیت ترکیب الگوی QM با ساختار بازار و نقدینگی

الگوی QM هنگامی ارزش کاربردی پیدا می‌کند که در چارچوب ساختار بازار (Market Structure) فعلی و نواحی نقدینگی (Liquidity Zones) تشخیص داده شود. به بیان دیگر، زمانی‌که روند اصلی ضعیف می‌شود و شکست ساختار قیمت (Break of Structure) رخ می‌دهد، تشکیل QM نمایانگر نقطه‌ای است که قیمت از کنترل بازیگران بزرگ خارج شده و احتمال معکوس شدن روند افزایش می‌یابد.
برای مثال، در یک روند صعودی، تشکیل سقف جدید (Higher High) و سپس کف پایین‌تر (Lower Low) در سطح مهم عرضه، می‌تواند نشانه شروع الگوی QM نزولی باشد. معامله‌گرانی که تنها به ظاهر الگوها توجه می‌کنند اما ساختار بازار و نقدینگی را نادیده می‌گیرند، معمولا با سیگنال‌های کاذب مواجه می‌شوند. پس اینجاست که ترکیب الگوی QM با ساختار بازار می‌تواند به تریدر کمک کند.

مدیریت ریسک در الگوی QM با فیبوناچی و تایم‌فریم مناسب

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های بین الگوی Quasimodo و الگوهای ساده‌تر، قابلیت تنظیم دقیق نقطه ورود، حد ضرر و حد سود آن است. استفاده از ابزارهایی مانند سطح بازگشتی Fibonacci Retracement در پروژه‌های معتبر باعث می‌شود که نقطه ورودی در نزدیکی ۳۸٫۲٪، ۵۰٪ یا ۶۱٫۸٪ از موج بازگشت انتخاب شود و این امر احتمال موفقیت معامله را افزایش می‌دهد.
همچنین، انتخاب تایم‌فریم مناسب، مثلا ۴ ساعته یا روزانه برای تشخیص ساختار و تایم‌فریم‌های پایین‌تر برای ورود، به افزایش نسبت ریسک به ریوارد کمک می‌کند. معامله‌گران باید حد ضرر را در زیر سطح مهم یا شانه چپ الگو قرار دهند تا ریسک کنترل شود و در عین حال، هدف سود را در سطح مخالف یا سطوح مهم تعیین نمایند.

در نهایت الگوی QM پیشرفته‌ترین حالت از الگوهای پرایس اکشن است و اغلب معامله‌گران حرفه‌ای از آن برای ترید استفاده می‌کنند. ممکن است الگوهای QM زیادی را در نمودار قیمت دارایی پیدا کنید؛ با این وجود سیگنال‌های واقعی و موفق کمی را می‌توان تشخیص داد. این الگو برای پیدا کردن نقاط ریورسال یا بازگشت روند کاربرد دارد. برای تشخیص بهتر الگوی QM می‌توانید از ابزارهای تکنیکال مانند فیبوناچی ریتریسمنت استفاده کنید. این الگو تا حدودی شبیه به الگوی سر و شانه است که در این مقاله تفاوت آن را توضیح دادیم.

نوشته های مشابه

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
دکمه بازگشت به بالا