آموزش ترید و سرمایه گذاری

کندل استیک چیست

سرمایه‌گذاری و معامله‌گری ذاتا بازی احتمالات و مدریت ریسک هستند، بنابراین توانایی خواندن نمودارهای قیمت یکی از مسایل اساسی برای هر شیوه‌ی سرمایه‌گذاری می‌باشد. کندل استیک یا نمودار شمعی، یکی از پرکاربردترین روش‌ها برای نمایش تغییرات قیمت در بازارهای مالی مانند بورس، فارکس و ارز دیجیتال است. هر کندل نمایانگر اطلاعات قیمتی یک دارایی در یک بازه زمانی مشخص (مثلا یک روز یا یک ساعت) است و شامل چهار عنصر اصلی می‌شود: قیمت آغازین، قیمت پایانی، بالاترین قیمت و پایین‌ترین قیمت.

در این مقاله توضیح می‌دهیم که نمودارهای شمعی یا کندل استیک چیست و چگونه خوانده می‌شوند.

نمودار شمعی یا کندل استیک چیست

یک نمودار شمعی (Candlestick chart) یکی از انواع نمودارهای مالی است که به صورت تصویری حرکت قیمتِ یک دارایی را در بازه‌ی زمانی مشخصی نمایش می‌دهد. همانطور که اسمش مشخص است این نمودار از تعدادی شمع یا کندل استیک‌ تشکیل شده که هر کدام از آن‌ها، واحد یکسانی از زمان را نمایش می‌دهد. هر شمع می‌تواند نمایان‌گر یک ثانیه تا یک سال باشد. بسته به اینکه کاربر چه واحد زمانی را بر روی نمودار انتخاب می‌کند.

استفاده از نمودارهای شمعی به قرن ۱۷ میلادی برمی‌گردد و اختراع آن‌ها به عنوان یکی از انواع نمودارها به معامله‌‌گر ژاپنی برنج به نام  (Homma) نسبت داده می‌شود.از ایده او به عنوان اساس آنچه امروزه به آن نمودار شمعی مدرن گفته می‌شود، استفاده می‌شود. آنچه او یافته بود بعدها توسط بسیاری بخصوص چالز داو (Charles Dow) یکی از پدرهای تحلیل تکنیکال مدرن، بهینه شد.

گرچه از نمودارهای شمعی برای برای تحلیل انواع مختلفی از داده‌ها استفاده می‌شود اما غالبا در تحلیل بازارهای مالی از آن‌ها استفاده می‌شود. درحقیقت آن‌ها ابزارهایی هستند که معامله‌گران با استفاده از آن احتمال حرکت قیمت در جهت‌های مختلف را بررسی می‌کنند.

نحوه عملکرد کندل استیک

نقاط قیمتی زیر برای ایجاد هر شمع نیاز است:

  • قیمت باز شدن (open) – قیمت اولین معامله‌ی صورت گرفته در داخل آن بازه‌ی زمانی خاص.
  • بالاترین قیمت (high) – بالاترین قیمتِ معامله شده در داخل آن بازه‌ی زمانی خاص.
  • پایین‌ترین قیمت (low) – پایین‌ترین قیمت معامله شده در داخل آن بازه زمانی خاص.
  • قیمت بسته شدن (close) – قیمت آخرین معامله ثبت شده در داخل آن بازه زمانی خاص.

به صورت تجمعی از مجموعه داده‌ای که در مورد آن صحبت شد به عنوان مقادیر OHLC یاد می‌شود. رابطه‌ی بین قیمت آغازی (open)، بالاترین قیمت (high)، پایین‌ترین قیمت (low) و قیمت بسته شدن (close) تعیین می‌کند که شکل شمع‌ها چگونه باشد.

به فاصله‌ی بین قیمت بازشدن (اولین معامله) و قیمت بسته شدن (آخرین معامله) بدنه‌ی شمع (body) گفته می‌شود در حالی که به فاصله‌ی بین بدنه و حداقل قیمت و یا حداکثر قیمت، فتیله (wick) و یا سایه (shadow) گفته می‌شود و نهایتا به فاصله‌ی بین حداقل و حداکثر قیمت، دامنه (range) گفته می‌شود.

کندل ها می توانند ابزاری برای تحلیل روند محسوب شوند. با بررسی ترتیب و شکل شمع‌ها، معامله‌گران می‌توانند روندهای صعودی، نزولی یا خنثی را تشخیص دهند و بر اساس آن استراتژی معاملاتی خود را تنظیم کنند. افزایش یا کاهش متوالی بدنه شمع‌ها، سایه‌های بلند یا کوتاه و موقعیت قرارگیری شمع‌ها نسبت به یکدیگر، همگی اطلاعات ارزشمندی درباره قدرت یا ضعف روند ارائه می‌دهند.

یکی دیگر از ویژگی‌های کلیدی نمودارهای شمعی، ارائه الگوهای قیمتی است. ترکیب‌ مختلف شمع‌ها الگوهایی را شکل می دهند که تحلیلگران از آن‌ها برای پیش‌بینی جهت حرکت قیمت استفاده می‌کنند. الگوهایی مانند ستاره عصرگاهی و پوشای صعودی یا نزولی و… از جمله الگوهایی هستند که می‌توانند روند بازار را نشان دهند.

در مجموع، استفاده از نمودارهای شمعی به تحلیلگران و معامله‌گران این امکان را می‌دهد که تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرند و با شناخت بهتر ساختار قیمتی، ریسک‌های معاملاتی خود را مدیریت کنند.

نمودارهای شمعی چه چیزی به شما نمی‌گویند

درحالی که نمودار‌های شمعی برای دریافت ایده‌ای کلی در مورد رفتار قیمت مناسب هستند، اما هرآنچه که برای یک تحلیل جامع به آن نیاز دارید را در اختیار شما نمی‌گذارند. برای مثال نمودار شمعی نمی‌تواند نشان دهد که دقیقا بین بازه‌ی اولین معامله و آخرین معامله چه اتفاقی افتاده است بلکه فقط فاصله‌ی این ۲ نقطه به همراه بالاترین و پایین‌ترین قیمت را نشان می‌دهد.

ویا علی‌رغم اینکه فتیله (wick) یک کندل به شما حداکثر و حداقل قیمت را نشان می‌دهند اما نمی گویند که کدام زودتر اتفاق افتاده است؟ البته شما با تغییر بازه‌ی زمانی به بازه‌های کوچکتر می‌توانید به این جزییات دسترسی پیدا کنید.

انواع کندل در تحلیل تکنیکال

بر اساس قیمت بسته‌شدن نسبت به قیمت ابتدایی، کندل‌ها به سه گروه تقسیم می‌شوند :

۱- کندل صعودی

  • قیمت آخرین معامله بیشتر از اولین معامله است.
  • بدنه این کندل به رنگ سبز است.
  • از نظر روانشناسی بازار، میزان تقاضا بیش از عرضه است.

۲- کندل نزولی

  • قیمت آخرین معامله کوچکتر از اولین معامله است.
  • بدنه این کندل به رنگ قرمز است.
  • از نظر روانشناسی بازار، میزان عرضه بیش از تقاضا است.

۳- کندل دوجی

  • قیمت اولین و آخرین معامله تقریبا برابر است.
  • این کندل بدون بدنه یا دارای بدنه کوچک است.
  • از نظر روانشناسی بازار، نشانه بی تصمیمی در بازار است.

بدنه کندل استیک‌ها

اندازه بدنه بزرگ در کندل استیک‌ها نشانگر قدرت خرید یا فروش است؛ یعنی هر چقدر بدنه کندل بزرگتر باشد، قدرت خریداران یا فروشندگان بیشتر است. حال برای تعیین فروشندگان یا خریداران می‌توان به رنگ بدنه کندل رجوع کرد. اگر رنگ بدنه سبز باشد، بیانگر قوی بودن خریداران هست و اگر رنگ بدنه قرمز باشد، بیانگر قدرت بیشتر فروشندگان هست.

سایه‌ها در نمودارهای کندل استیک

سایه‌های بالایی و پایینی نیز دارای معانی خاصی هستند. سایه بلند یک کندل نشانگر این است که معاملات انجام گرفته روی سهم، در خارج از محدوده قیمت باز و بسته شدن شکل ‌گرفته است. اگر سایه بالایی یک کندل بلند باشد، نشان می‌دهد که خریداران قیمت سهم را رشد داده اند اما با فروشندگان قوی نیز همراه شدن و قیمت سهم در محدوده پایین تری بسته شده است.

انواع الگوهای کندل استیک

در ابتدا برای آشنایی با الگوهای کندل استیک، چند مورد از الگوهای منفرد را بررسی می‌کنیم.

ماروبزو  (Marubozu)

این کندل که دارای یک بدنه بلند بدون سایه است، جزو قدرتمندترین الگوهای کندل استیک محسوب می‌شود. در این الگو در حالت صعودی قیمت بازشدن با کمترین قیمت و قیمت بسته‌شدن با بالاترین قیمت برابر و در حالت نزولی نیز قیمت بازشدن معادل بالاترین قیمت و قیمت بسته شدن معادل پایین‌ترین قیمت است. وجود کندل کامل به تحلیلگران این پیام را می‌دهد که خریداران و فروشندگان به طور کامل بر بازار مسلط هستند. این الگو نشان‌دهنده حرکت قیمت با قدرت و بدون نوسان است. زمانی که این نوع کندل تشکیل شود، اولین مرحله از شروع روند (بازگشتی) است.

دوجی (Doji)

مفهوم دوجی به نمودارهای شمعی اشاره دارد که قیمت شروع و پایان آن‌ها تقریبا یکسان است. دوجی‌ها یک بدنه نازک دارند که معمولا به صورت یک خط نازک و باریک نشان داده می‌شود. تردید بین خریداران و فروشندگان سهم، مهم‌ترین نتیجه‌ای است که از دوجی‌ها استنباط می‌شود.

الگوی چکش (Hammer)

الگوی چکش معمولا داخل یک ‌روند نزولی و در انتهای آن تشکیل می‌شود. این الگو سه خصوصیت اصلی دارد. اول این که بدنه کندل در قسمت بالای آن قرار دارد. دوم، سایه پایینی بلند (دو تا سه برابر اندازه بدنه) است. سومین خصوصیت اصلی الگوی چکش، نداشتن سایه بالایی (سایه بالایی خیلی کوتاه) است. در الگوی چکش، رنگ بدنه اهمیت زیادی ندارد؛ اما اگر رنگ بدنه سبز باشد، نشان‌دهنده قدرت بالای الگو برای بازگشت است. به عبارت بهتر، قیمت سهم به سمت افزایش خواهد رفت.

الگوی چکش معکوس (Inverted Hammer)

این الگو شباهت زیادی به الگوی چکش دارد که در قسمت‌های قبلی مورد بررسی قرار گرفت. الگوی چکش معکوس همانند الگوی چکش در انتهای روند نزولی شکل می‌گیرد. در این نوع الگو، بدنه در انتهای کندل قرار دارد و اندازه بدنه یک ‌دوم سایه بالایی است. در این نوع الگو، رنگ بدنه سبز نشان‌‌دهنده قدرت بیشتر الگو برای بازگشت روند است.

الگوی مرد به دار آویخته (Hanging Man)

این نوع الگو در انتهای روند صعودی تشکیل می‌شود و بیانگر تغییر الگو به سمت روند نزولی است (معمولا نزدیک مقاومت سهم تشکیل می‌شود). در این الگو بدنه کندل در بالای آن قرار دارد و همین مورد از مهم‌ترین خصوصیات این الگو به شمار می‌آید. از دیگر خصوصیات این نوع کندل می‌توان به این نکته اشاره کرد که اندازه سایه پایین حداقل دو برابر بدنه کندل است. معمولا این نوع کندل سایه بالایی ندارد یا این که سایه بالایی آن بسیار کوتاه است. در الگوی دار آویز، رنگ بدنه اهمیت زیادی ندارد ولی معمولا رنگ بدنه قرمز نشانگر قدرت بالای الگو برای برگشت است.

الگوی ستاره ثاقب (Shooing Star)

الگوی ستاره ثاقب در انتهای روند صعودی شکل می‌گیرد. در این نوع الگو، بدنه در انتهای پایینی کندل قرار دارد و اندازه سایه بالایی آن دو برابر بدنه است.

الگوی هارامی (Harami)

لغت هارامی در زبان ژاپنی به معنای باردار بودن است.  الگوی هارامی شامل دو کندل است که کندل اول (کندل بزرگ) نقش مادر و کندل دوم (کندل کوچک) نقش فرزند را داردمعمولا رنگ کندل‌ها در این الگو متفاوت است. به‌طور مثال، اگر کندل مادر سبز باشد، کندل کودک معمولا به رنگ قرمز است. متوقف شدن یا کند شدن روند حرکت، مهم‌ترین نتیجه‌ای است که پس از مشاهده این کندل می‌توان به آن پی برد.

الگوی ستاره صبحگاهی

این الگو دارای سه شمع است. مهم‌ترین نتیجه‌ای که از الگوی ستاره صبحگاهی استنباط می‌شود، شروع روند صعودی در انتهای روند نزولی است. معمولا این الگو در انتهای روند نزولی شکل می‌گیرد و هر شمع، شامل پیامی است. شمع اول نزولی و پرقدرت است. شمع دوم معمولا فاقد بدنه بزرگ و سایه است و می‌تواند به شکل صعودی یا نزولی شکل بگیرد. در انتها شمع سوم ظاهر می‌شود که نسبت به شمع دوم، حالت صعودی دارد.

الگوی ستاره عصرگاهی

این الگو شامل سه شمع است. مهم‌ترین خروجی این الگو، شروع روند نزولی در انتهای روند صعودی است. وضعیت شمع‌ها در این الگو به شکل زیر است:

  • شمع اول: صعودی و بسیار پرقدرت است.
  • شمع دوم: بدنه شمع دوم کوچک و معمولا بدون سایه است.
  • شمع سوم: نزولی است

الگوی پوشاننده صعودی (Bullish Engulfing Pattern)

دو شمع در این الگو وجود دارند که دارای رنگ‌های متضاد هستند. این الگو در انتهای روند نزولی تشکیل می‌شود. شمع دوم که دارای بدنه‌ای به رنگ سبز است، روند صعودی را نشان می‌دهد. در این الگو، شمع دوم کل شمع اول را که به رنگ قرمز است، پوشش می‌دهد. در الگوی پوشاننده صعودی، وجود داشتن یا نداشتن سایه‌ها مهم نیست.

الگوی ابر تیره

این الگو دارای دو شمع است و شمع‌ها رنگ‌های متفاوتی دارند. رسیدن سهم به قیمت مقاومت از جمله مهم‌ترین نتایجی است که می‌توان از این الگو برداشت کرد. هر دو شمع در این الگو دارای بدنه بزرگ هستند. ابتدا شمع اول با رنگ سبز تشکیل می‌شود و سپس شمع دوم که حداقل ۵۰ درصد از شمع اول را پوشش داده است، شکل می‌گیرد. اگر این شمع‌ها در نقاطی بالاتر از سایر شمع‌ها شکل بگیرند، بیانگر تغییر روند از صعودی به نزولی هستند.

الگوی نفوذی صعودی

این الگو نقطه مقابل الگوی ابر تیره است. در این الگو ابتدا شمع قرمز تشکیل می‌شود و سپس شمع سبز که حداقل ۵۰ درصد از شمع قرمز را پوشش داده است. افزایش قیمت سهم و تغییر روند از نزولی به صعودی از جمله نتایج قابل استنباط از این الگو است.

الگوی سه کلاغ سیاه  (Three Black Crows)

این الگو معمولا برای معامله‌گران خبرهای بدی در خصوص قیمت سهم دارد. ادامه روند نزولی و ادامه کاهش قیمت سهم، از مهم‌ترین نتایج مشاهده این الگو است. الگوی سه کلاغ سیاه دارای سه شمع است که با رنگ‌های قرمز و پشت سر هم تشکیل می‌شوند و معمولا اندازه بدنه آن‌ها با یکدیگر برابر است.

الگوی سه سرباز سفید  (Three White Soldiers)

این الگو که نقطه مقابل الگوی سه کلاغ ‌سیاه است، معمولا در یک‌روند صعودی شکل می‌گیرد. الگوی سه سرباز سبز معمولا حاوی پیام‌های مثبت و خوشحال‌کننده‌ای برای معامله‌گران است. این الگو دارای سه شمع با رنگ سبز است که به صورت صعودی و پشت سر هم تشکیل می‌شوند. الگوی سه سرباز سبز بیانگر خریداران پر قدرت در سهم است و معمولا بعد از مشاهده این الگو، قیمت سهم افزایش می‌یابد.

نمودارهای شمعی Heikin – Ashi

آنچه تا کنون در موردش صحبت کردیم نمودارهای شمعی ژاپنی نامیده می‌شود. اما شیوه‌های دیگری برای محاسبه‌ی یک شمع وجود دارد. شیوه‌ی Heikin-Ashi یکی از این شیوه‌هاست.

Heikin-Ashi در زبان ژاپنی به معنای میانگین میله (average bar) می‌باشد. در این سبک شمع ها با استفاده از یک فرمول اصلاح شده، از میانگین داده‌های قیمت ساخته می‌شوند. هدف این کار این است که داده ها نرم کنیم و نویز بازار (حرکات ریز و بی‌هدف) را نادیده بگیریم. با استفاده از کندل‌های Heikin-Ashi راحت‌تر می‌توان روندبازار، الگو‌های قیمتی، و امکان برگشت قیمت را شناسایی کرد.

معامله‌گران اغلب از نمودار شمعی Heikin-Ashi همراه با نمودار شمعی ژاپنی استفاده می‌کنند تا از سیگنال‌های اشتباه اجتناب کنند و احتمال تشخیص روند بازار را بالا ببرند. شمع‌های Heikin-Ashi سبز بدون فتیله پایینی (lower wick) عموما به معنای روند صعودی قوی است، در حالی که شمع قرمز بدون فتیله بالایی (upper wick) می‌تواند به معنای بازار نزولی باشد.

درحالی که شمع‌های Heikin-Ashi می‌توانند به عنوان یک ابزار تحلیلی قدرتمند باشند، مانند سایر شیوه‌های تحلیل تکنیکالِ ارزهای دیجیتال محدودیت‌های خودش را دارد. از آنجا که این شمع‌ها از قیمت میانگین استفاده می‌کنند، ممکن است الگوها روی آن‌ها دیرتر دیده شود. همچنین گپ‌های قیمتی (price gap) برروی این نمودارها دیده نمی‌شوند.

نوشته های مشابه

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
دکمه بازگشت به بالا